خدا و هستي

چيزي رو که مي خوام شروع کنم نمي دونم کسي مي خونه يا نه ...

همه ما خيلي درباره خدا و هستي و ارتباط بين آنها خونديم و يا فکر کرديم. تو این راه بعضیا به یه جوابایی می رسن و خیلی ها هم سوالاشون رو فراموش می کنن !

آيا خدا وجود داره؟ ما کي هستيم؟ کجا هستيم؟ اصولا چرا هستيم؟ آيا تنها هستيم ؟ چرا آفریده شدیم؟ و ...

زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

...

جواب دادن به اين سوالها حداقل چند صد (بلکه هزار) ساله که ذهن متفکران ، فلاسفه و دانشمندان و عموم مردم را به خود مشغول کرده. هرکسی هم به نتیجه ای رسیده. گاهی آرامش بخش گاهی وحشت آور و گاهی متناقض !

ضمن علاقه اي که به فلسفه و فيلسوفان دارم و اعتقاد به تحول ناشي از فلسفه در زندگي و علم و ... بايد بگم که فلسفه تواما همراه با روشنگري و گمراهي بوده است. فلسفه مشکلاتي را مي سازد (طراحی می کند) و خود در حل آن مي ماند و يا به حل آن مي پردازد. نهايتا هم در عدم قطعيت باقي مي ماند. فلسفه در یافتن پاسخي برای اساسي ترين و ابتدايي ترين سوالات انسان نظير آغاز و پايان جهان درمی ماند!

برخی فیلسوفان بر این عقیدده بوده اند که اینها سوالاتی بی جواب هستند و برخی به طراحی جواب پرداخته اند. و دچار خیالبافیهای خنده داری شده اند!

در کنار فلاسفه پيامبران حضور دارند که در همان آغاز به اين سوالهاي پايه اي پاسخ مي دهند. آنها به سادگي ابتدا و پايان هستي را بيان مي کنند. این پاسخهای ساده و روشنگر سالها آرامش بخش جان انسانها بوده اما امروز توسط برخی فلاسفه عصر جديد مورد بررسی مجدد قرار گرفته است و از سوی برخی اديان پايه های علمی يافته اند و برخی ديگر  دين و علم را چنان مقابل هم قرار داده اند که گويی تنها يکی را بايد برگزيد و همزمان نمی توان به هر دو اعتقاد داشت. انسان امروز بیش از هر زمان برای خود حق دانستن قائل است و دلایل قانع کننده می طلبد از اينرو بايد پايه های جديد منطبق با تجربه و علم بشربرای اديان يافت. در اين بين بيشترين مشکل بين اديان بنی اسرائيل ( مسيحيت و يهوديت) و علوم می باشد بنحوی که کتب مقدس آنان در مورد مسايل علمی دچار ضعفهای بسياری هستند.  برخی گفته اند ادیان متعلق به دوران کودکی بشر بوده و امروز انسان بالغ!! نیازی به دین ندارد. خلاصه اینکه سوال زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟ ذهن پاسخ فلاسفه و متفکرین را در عصر نو و مدرن به خود مشغول کرده است.  در اين مجموعه مقاله من به بررسی اثبات وجود خدا و ارتباط خدا از طريق پيامبران با انسان می پردازم. خواهيم ديد که از طرق قوانين اصولی فيزيک چگونه به خداوند می رسيم و پس از آن به فرستادگانش. ابتدا از اين سوال که آيا خدا وجود دارد آغاز می کنيم.

آيا خدا وجود دارد؟

پاسخ به اين سوال به حدي حياتي است که تمام زواياي زندگي مان تحت الشعاع جواب آن قرار مي گيرد. آیا ما مخلوق یک خدای آگاه هستیم؟ و چرا خلق شده ایم؟

من از دیدگاه علمی به این قضیه وارد می شوم. من از روشهای فلسفی (با عرض معذرت بافتنی) چندان خوشم نمی آید چون دایم بر اساس یک سری فرضیات برای شما یک خدا نتیجه گیری می کند و یا آن را انکار می کند. حال اگر شما بگویید من فرضیات شما را قبول ندارم قضیه پیچیده می شود و فلسفه عقیم می گردد. مثلا برخی فلاسفه برای اثبات اینکه پیامبران از سوی خدا آمده اند به قاعده ای با نام قاعده لطف استناد کرده اند. بر اساس این قاعده چون خدا رحیم و رحمان است برای هدایت بنده خود به او لطف کرده و پیامبرانش را به سوی او می فرستد تا او را آگاه کنند. حال اگر کسی بگويد قاعده لطف را قبول ندارد همه چیز در هم می شود ! چرا اصولا خدا لطف می کند؟ مثلا یکی بگوید : خدا انسان را آفریده و او را رها کرده تا به تکامل برسد و در این راه پیامبران از سوی خدا نیامده اند بلکه روشنفکران عصر خود بوده اند که به نجات اقوام بشری پرداخته اند ! به دليل آنکه فلسفه همچون ریاضیات بر اصول اولیه استوار است اگر کسی اصول آن را نپذيرد به یک دیدگاه فلسفی جدید می رود ! بنابراین جای دعوا و تکثر در فلسفه بسیار فراخ است. از اينرو سعی در يافتن راههای علمی و تجربی در يافتن منشا هستی و خالق آن و فرستادگان او می کنيم و در اين راه فلسفه را وارد نمی کنيم تا حتی الامکان از شخصی کردن بحثها خودداری کرده و بر پايه اصول علمی مشترک به جستجوی خدا و فرستادگانش بپردازيم.

 بهترین گزینه برای شروع جستجوی خدا و پس از آن اديان ( به عقیده من ) دیدگاه علمی فارغ از هرگونه پيشداوری است. اینطور آغاز می کنیم تا ببینیم به کجا می رسیم؟ آیا خدا و پس از آن اديان رو از این راه میشه پیدا کرد؟ برای شروع  به نقطه تولد زمان می رويم ......

بررسیهای علمی را از آغاز زمان شروع می کنیم:

پيدايش کائنات

در صورت پذيرش نظريه انفجار بزرگ مي دانيم که تقريبا جهان کنوني 20 ميليارد سال پيش در يک کره عظيم و وحشتناک داغ متمرکز بوده، و پس از انفجار آن کره عظیم دنياي کنوني به وجود آمده است. تصور کنید که روزی تک تک اتمها بدن شما در این کره بوده! طبق روش فیزیکدانها این رخداد آغاز زمان است. دلیل این فرض این است که تا کنون هیچ قانون و روش فیزیکی برای توصیف جهان پیش از انفجار بزرگ وجود ندارد. نظریه نسبیت عام انیشتین تنها تا لحظه انفجار بزرگ اعتبار دارد و برای توصیف ما قبل از آن دچار تکینگی ( جواب نداشتن) می شود. کسی نمی داند اصلا چرا باید این کره داغ منفجر می شده و این کره پیش از این به چه شکل بوده و چطور خودش بوجود آمده؟ این سوال که پیش از این کره چه بوده ما را دچار سردرگمی می کند! اصولا هرجوابی که بدهیم باز با همین سوال روبرو می شویم: پیش از این چه بوده؟ در اینجا این دو ایده پیدا می شود یکی اینکه هرچیزی مخلوق یه چیز قبل از خودشه! این نظریه دچار تناقضات بسیاری می شود. مثلا اینکه سر خالق قبلی چه بلایی اومده؟ دیدگاه دیگر اینکه این سوال تا ابد نمی تواند ادامه یابد و نهایتا پیش از یک چیز دیگر چیزی وجود نداشته و آن چیز عمری ازلی دارد! یعنی همیشه و پیش از همه چیز بوده است. خوب، ازل مفهوم نا مانوسی برای ماست! آیا واقعا موجودی می تواند ازلی باشد؟

طبق قانون اول ترموديناميک ماده و انرژي خلق و يا نابود نمي شود و پيوسته مجموع مقادير اين دو در کائنات ثابت است. (همه اين قانون را از بر هستيد). بنابراين در زمان صفر- لحظه انفجار بزرگ - تمام انرژي و ماده دنيا در يک کره متمرکز بوده است. اين کره از کجا بوجود آمده بود؟

براي اين سوال بيشتر از دو پاسخ وجو ندارد. اول اينکه اين کره همواره وجود داشته است. زيرا طبق قانون اول ترمودينايک ماده و انرژي نه خلق مي شود و نه نابود مي شود. اگر اين را بپذيريم با يک کره روبرو مي شويم که از زمان بي آغاز، ازل وجود داشته است! پذيرفتن قانون اول ترموديناميک که آن را هر بچه راهنمايي هم مي داند ما را به یک مفهوم گیج کننده و نامانوس مي برد. می گوید چون انرژی و ماده خلق نمی شوند پس همواره این میزان انرژی و ماده در دنیا موجود بوده؟ پس زمانی برای خلق آن وجود ندارد و دنیا از ازل به همین صورت بوده است. در صورت پذيرفتن اين پاسخ عمر هستي بي نهايت است و ازلي بودن آن پذيرفته مي شود. ازلي بودن مفهوم نامانوسي براي انسان است که از قانون اول ترموديناميک مجبور به پذيرش آن مي شويم .

پاسخ ديگر که مي توان به منشا اين کره داغ داد وجود يک خالق است که خود از ازل وجود داشته است. دیگر نبايد از مواجه شدن با کلمه ازل ترسيد! زيرا در هر دو پاسخ نهايتا به موجودي ازلي که در اولي خود جهان بود و در دومي آفريدگار برخورديم. پس تا اینجا قطعا زمان بی آغاز است!

نکته اي که جواب دوم ( وجود خدا) را موجه مي کند و جواب اول ( ازلی بودن کائنات)  را غير موجه، تناقض در پاسخ اول است. تناقض از قانون دوم ترموديناميک و قیاس آن با قانون اول ناشي می شود. قانون دوم بیان می کند که تمام رویدادها در جهت افزایش بی نظمی در کائنات پیش می رود. نتیجه عملی این بحث ( به کتابهای ترمودینامیک ون.وایلن یا سنجل مراجعه کنید) همدما شدن کائنات در طول زمان است. یعنی روزی فرا می رسد که تمام هستی در دمای مساوی قرار می گیرد و پس از آن هیچ تبادل انرژی بین اجرام آسمانی صورت نمی گیرد و اصطلاحا دنیا می میرد. در این دنیا دیگر امکان جابجایی انرژی و حرکت و ... وجود ندارد! اين رخداد بر اساس جرم و انرژی موجود در عالم در مدت زمان معينی رخ خواهد داد.

می دونید نتیجه اون چیه؟ ما می دونیم که تمام هستی که امروز باهاش سر و کار داریم زنده است! یعنی در اون همدمایی وجود نداره و هنوز انرژی از سوی ستارگان به سوی دیگر اجرام تابیده می شود. اگر دنیای ما ازلی بود تا حالا همدما شده بود در صورتیکه ما در عصری زندگی می کنیم که هنوز در آن تبادل انرژی وجود داره! پس عمر هستی نمی تونه بی نهایت باشه! والا تا حالا همه جا همدما شده بود! پس ما در دنیایی زندگی می کنیم که طبق قانون اول ازلی است اما بر اساس قانون دوم عمر محدودی دارد! بعبارتی یعنی اینکه یک موجود ازلی ( خدا ) این دنیا را در زمان مشخصی خلق کرده است. از اینرو یک خالق ازلی داریم و یک کائنات با عمر محدود که مخلوق خداوند است!

تا اینجا با دیدگاه علمی به اثبات مفهوم نامفهوم ازل و اينکه هستی مخلوق خداست پرداختیم. حال ببینیم این خالق کیست که اینطور به دنبالش می گردیم.

مظنون

: خدا

قاضی

: انسان مدرن

هیات منصفه

: عقل

جرم

: خلق هستی

مدارک

: اثر انگشت وی در خلق هستی دیده شده.

مدرک اول

: عدم تطابق قوانین اول و دوم ترمودینامیک یعنی جهان ازلی با عمر محدود!

مدرک دوم

: آغاز حیات ...

انگیزه مظنون: تا کنون نامشخص! (بعدا راجع بهش حرف می زنيم)

شهود

: عده ای ادعا کردند او را دیدند و با هاش حرف زدن و اون خودش به آفرینش اعتراف کرده.

 

ادامه دارد...

 

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
mohsen

bale man khondam albate hame fekr mikonan ke fagat in mataleb az taraf kesi khonde nemishe vali man khondamesh va az shoma ham mamnonim mersi khodahafez

رضا

خوب بود منتظر اامه هستيم