ghalb.jpg

 

یه پست واسه دل خودم.........

 

سلام، دلم خیلی واسه نوشتن تنگ شده بود؟؟ فکر نکنم، آخه همش در حال تایپ پروژه هام بودم و از فردا باید برم تحویل بدم و بپیچونم... خلاصه خداییش فکر نمی کردم دلم تنگ بشه!... آخرین جمله پروژمو که تایپ کردم شروع کردم به نوشتن...هیچ وقت تو بچگیم از مغزم خطور نمی کرد که یه روزی بخوام بنویسم! نمره انشام همیشه 15، 16 بود! اما حالا به ترک دیوار هم که نگاه می­کنم هوس می­کنم ازش بنویسم! اینم بمونه...

  تو این مدت کلی اتفاقا واسم افتاده! بذارین این یکی رو بگم: چند روز پیش سوار تاکسی شدم که برم مغازه بابام. توی راه به طرز خفنی افکارم سیاسی شده بود داشتم طرح خاورمیانه بزرگ رو بررسی می­کردم. تو این فکر بودم که بعد از جنگ لبنان یه جورایی اوضا به نفع ایران تموم شده و ایران فرصت وقت کشی بیشتری واسه پیشروی غنی سازیش پیدا کرده البته خدا کنه که چیزایی که می گن بهش رسیدیم راست باشه و سر کار واسه هیچ و پوچ نباشیم... تو همین فکرا بودم که اگه حزب الله باخته بود اوضای ما حسابی خیط می­شد و یکی از پشت مغزم داد زد: « می­دونی چقدر آدم بی گناه کشته شدن» جلوی مغزم اومد توضیح بده که: « همیشه تو تاریخ همینجوری.......

آ.......خ! سرم محکم خورد به سقف ماشین! جوری که چند ثانیه از درد چشام بسته بود. آقای راننده یه چاله عظیم تو خیابون رو که فکر کنم اثر برخورد همون شهابسنگ با زمین باشه که نسل دایناسورها رو نابود کرده! ندیده بود. صداهای تو سرم گم شده بودن و دیگه کسی راجع به خاورمیانه بزرگ!! حرف نمی­زد! عوضش کم کم که چشام رو رو به این دنیا واز می­کردم صدای راننده و دوسش رو می­شنیدم که سر مساله مهمی با هم کلنجار می­رفتن! تازه داشتم می­فهمیدم که من چه آدم کوتاه بین و ساده لوحی هستم و که به این مسائل فکر می­کنم در حالیکه مسائل خیلی مهمتری واسه فکر کردن تو زندگی هست!

 

 آقای راننده ریش و سبیلی بود و می­زد 32 یا 33 ساله باشه و دوسش 6-25 می­زد! خلاصه دو تا جوون فرهیخته ایرانی! راننده فرمایش فرمود که: « دیشبم بچه های مسجد گرفتنم! عرق خورده بودم. دیگه بهم عادت کردن زود ولم می­کنن » دوسش جواب داد: « الاغ نفهم چقدر بهت بگم عرق نخور! دیوونه تریاک بکش که بو نده معدتم بهم نریزه اونا هم نگیرنت!» دهنم باز مونده بود و خیره به پس کله راننده مونده بودم! راننده جواب داد:« نمی تونم، من عاشق عرقم وقتی می گیرنم می­گم دندون خراب دارم روش الکل چکوندم...» دوسش دوباره گفت: « ... (سانسور) نفهم، می­گمت تریاک بکش!» دیگه نمی دونم چی شد که پکیدم از خنده! باور کن 2، 3 سالی بود که اینطور نخندیده بودم. موبایلمو درآوردم و بهش نگاه می­کردم که اونا فکر کنن دارم یه مسج می خونم! خداییش خدا عمرشون بده مدتها بود که از ته دل نخندیده بودم. تک تک ماهیچه های سینم حال اومدن. تازه فهمیدم که چقدر در ظلمات تاریکی و جهل بودم و نمی دونستم که تریاک از عرق بهتره...

راستی خیلی وقته می­خوام راجع به یه نفر اینجا بنویسم! یکی که دوسش دارم و کلی باهاش خاطره دارم. دلم می­خواد عکسش رو هم اینجا بذارم اما نمی دونم که درسته یا نه؟ یکی که هر وقت می بینمش می رم تو رویاهام و یه حالت شیرین خلسه بهم دست می ده و لبخند رو لبام می شینه! حتی الانم که دارم راجع بهش حرف می زنم رفتم تو حس و حالش! به این سوالام جواب بدین تا کمکم کنین! اسمش رو بگم؟ اشکال نداره که عکسشو بذارم؟ فکر می کنی بهش چی بگم؟ تو از طرف خودت بهش چی می گی؟ راستی کی می دونه! شاید تو هم بشناسیش!! اول اسمش الفه و اول فامیلش هم الفه! یه راهنمایی هم می کنم سه چهارم اسمش و یک هفتم فامیلش الف هست! فکر می کنم تو هم بشناسیش! اسمشو حدس می­زنی؟ شاید عکسشو واست گذاشتم.... یعنی بذارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

؟

/ 31 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شيطونک

يعنی منم خفنم؟؟؟ فکر نکنم يه خورده بيشتر فکر کن شايد نظرت راجع به من عوض شد ديروز داشتم فکر ميکردم يهو شای احمد به ذهنم رسيد ولی حيف که شای احمد با الف شروع نميشه

شيطونک

سلام يادم رفت ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

بنفشه

سلام من اولین باره میام اینجا قشنگ مینویسی تونستی یه سری هم به من بزن

مهدی(خودم)

راهنمایی آخر این دیگه اتمام حجته !! ۱- اول اسم و فامیلش الفه ۲- اسمش چهار حرفی فاميلش ۷ حرفی ۳- سه حرف اسمش الفه و يکيش ی (از اين بيشتر نابغه ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟) ۴- فاميلش از اين حرفا درست شده: ز - ک - ی - ت - ا -ن اگه نمی تونيد حدس بزنيد بريد خودتونو يه جايی نشون بديد حدس هم نمی تونيد بزنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مثلا : اياا زکيتان يا: يااا کتانيز يا: ااای تيزناک

بنفشه

سلام مرسی از نظرت من لينکت رو گذاشتم

بنفشه

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم

شيطونک

سلام کاکو يه دکتر خوب سراغ نداری؟ ميخوام خودمو نشون بدم بيبينم چرا اينقد خنگم

الهام

سلام امروزه علاوه بر اينكه انسان از نشانه ها ي‌بزرگي و جلال تهي شده است ،حتي درباره حقيقت اين معني (كه انسان جانشين خدا بر روي زمين است )هم شناخت و فهم كافي ندارد .

ازاده

سلام عزيز.......يادش بخير...گذشت ولي عالي بود.زنده کردي .زنده باد