حيات و خدا

قسمت آخر حيات و خدا

  

 بحث اصلی دیگه ای که برای من مونده که بگم و نفس راحتی بکشم و در وبلاگو تخته کنم، جستجوی خدا از طریق شروع حیات روی کره زمین و درامدی بر نظریه تکامل داروینه.

پروسه حیات

کره زمین ما، محل سکونت و زندگی آبا و اجدادی ما 4.5 میلیارد سال پیش از یک سحابی در منظومه شمسی پدید اومد. دانشمندان تا چندی پیش گمان می کردند که عمر حیات و زندگی روی کره ما در حد چند میلیون ساله که در قیاس با عمر چند میلیارد سالی کره زمین ناچیزه. به این معنی که زمین عملا قسمت اعظم عمرشو در تنهایی و خالی از سکنه زنده گذرونده. چیزی که مثل یه بمب محافل علمی رو تکون داد یافته شدن فسیل سلولهایی بود عمر آنها 4.4 میلیارد سال بود. تقریبا همسن با عمر کره زمین !!! بدین معنی که تقریبا زمین همواره دارای موجود زنده بوده و هیچگاه خالی از سکنه نبوده است یا بعبارتی به محض پیدایش زمین حیات بر روی آن شکل گرفته است. این مساله به طور جدی دانشمندان را دچار سر در گمی کرد. هیچکس چنین انتظاری نداشت. اما ظاهران زمین و موجودات زنده اون همزمان با هم شکل گرفته بودند !!! اين خيلی غير عاديه.

موجود زنده

زیست شناسان موجود زنده را موجودی که توانایی تولید مثل داشته باشه تعریف می کنند. ( می دونم که یه جوری شدین منم خیلی ازین تعریف خوشم نمیاد.) ترکیبات شیمیایی این موجودات عمدتا از ترکیب شیمیایی کربن و اکسیژن و هیدروژن است. البته عنصر اصلی حیات عنصر کربن بوده که با ویژگیهای خاص خود توانایی تشکیل پروتئینها ، آنزیمها و .......... و نهایتا سلولها را داشته است.

                                                                          

                                                                                                 anatomy.png

از این رو وجود عنصر کربن برای حیات ضروری است بطوریکه اگر سیاره ای شامل مقادیر کافی از این عنصر نباشد ظرفیت بوجود آمدن حیات را ندارد.

کمربند حیات

کمربند حیات به منطقه ای پیرامون یک ستاره گفته می شود که دما در آن به گونه ای است که اجازه تشکیل موجودات زنده را می دهد. در منظومه شمسی تنها زمین و ماه در کمربند حیات قرار گرفته اند.

                                                                      

                                                                                                solarsystem.png

ناهید از یکسو خارج از کمربند حیات در منطقه داغ و مریخ از سوی دیگر خارج از این محدوده در منطقه سرد واقع شده است.

تشکیل حیات

برای تشکیل حیات به مواد اولیه زیر احتیاج است:

1-     مکان سیاره در کمربند حیات باشد

2-     آب 

3-     کربن و نیتروژن 

در صورت نبودن هر یک از موارد فوق سلول تشکیل نمی شود.

می دانیم که اجزای یک موجود زنده را سلولهای اون تشکیل می دهند و خود سلولها از مولکولها و مولکولها از اتمها ساخته شده اند. بعبارتی اتمها واحد ساختمانی سلولها هستند. این اتمها به دلیل نداشتن هوش و اراده امکان اینکه بخواهند ترکیبات خاصی را شکل بدهند ندارند آنها صرفا آجرهای ساختمانی سلولها هستند. بعنوان مثال با دیدن یک ساختمان متوجه می شویم که اجزای آن آجرهای آن است. اما آیا آجرها با اراده خود یک ساختمان مجلل را می سازند؟؟

پاسخ به سوال نه است. یعنی آجرها توسط یک طراح designer به ساختمان تبدیل می شوند. مساله راجع به اتمها نیز بدین گونه است که آنها طراح سلول نیستند بلکه ابزار ساخت سلول هستند. در این بین یک نفر که از خواص اتمها مطلع باشد می تواند آنها را به گونه ای بهم مربوط سازد که نهایتا یک سلول زنده شکل بگیرد. سلولی که نفس می کشد حرکت می کند و تولید مثل می کند. اتمها چگونه می توانستند بتنهایی بدانند که اگر بدین نحو بهم وصل شوند سلول خواهند شد. و گیرم هم که شدند چطور می دانستند که این سلول روزی خواهد مرد و بنابراین باید برای آن یک سیستم تولید مثل طراحی کرد؟؟

                                                                                       

                                                                                                     dna.png

می دانید احتمال اینکه اتمهای یک پروتئین خاص را کنار هم بگذارید تا آنها در اثر اتفاق بهم بپیوندند و تشکیل پروتئین مربوطه را بدهند حدود 0.00001% است. حال حساب کنید برای تشکیل تک تک پروتئینهای یک سلول و نهایتا ایجاد سلول احتمال مربوطه چند درصد است. نمی خواد حساب کنید من بهتون می گم که صفره. با توجه به عمر هستی که حدود 20 میلیارد ساله ایجاد حیات و موجودات زنده به صورت تصادفی آنهم در 4 میلیارد سال روی زمین تنها یک معجزه است. زمان مورد نیاز برای حوادثی که بتواند اتمها را تصادفا به سلول و سلولها را تصادفا به موجودات زنده بدل کند بیش از 20 میلیارد سال خواهد بود! برای اين کار کافی است آزمايش زير را انجام دهيد:

تمام اتمهای اکسيژن و کربن و هيدروژن و نيتروژن و گوگرد و ... را به تعداد لازم در يک شيشه قرار می دهيم و صبر کنيم تا ببينيم کی در اثر اين برخوردهای اتفاقی يک سلول زنده بوجود می آيد که توليد مثل ميکند! توجه به اين نکته بسيار ضروری است که توليد مثل نشان از آگاهی به مرگ است.در حاليکه سلول آگاهی به مرگ خود ندارد اما يک هوش و يک قدرت اين مطلب را می دانسته و سيستم توليد مثل را برای هر موجودی طراحی کرده است. چنین است که حیات و آغاز آن روی زمین تصادفی نبوده و توسط یک خالق آگاه طراحی و برنامه ریزی شده است . ویژگی یک طراح این است که هدفی را از کارش دنبال می کند پس تا کنون با یک خدای خالق قادر و طراح و هدفمند روبرو هستیم.

تئوری تکامل داروین

داروین معتقد است که کل موجودات زنده از تک سلول اولیه روی زمین بوجود آمده اند و در یک سیر تکاملی به شکلی درامده اند که بر محیط خود منطبق باشند. او انسان را نیز مانند سایر موجودات یک پستاندار که از تکامل میمون حاصل شده است معرفی می کند. این نظریه نظریه غالب محافل زیست شناسی است.

علی رغم آن دارای ایرادات بسیاری در اجزای خود می باشد.

1-     چگونه موجودات زنده می توانند خود را بهبود بخشند. این هوش سرشار در کجا واقع است؟

2-   مساله ای در نظریه داروین وجود دارد به نام حلقه های مفقوده . این حلقه های مفقوده ناشی از عدم پیوستگی موجودات روی کره زمین است. بدین معنا که برای مثال بین دو نوع میمون متفاوت مثل شامپانزه و گوریل میمونهای دیگری به صورت پیوسته وجود ندارند. بعبارتی اگر تکامل رخ داده بود در فرایند تبدیل شامپانزه به گوریل میمونهای دیگری بوجود آمدند که امروز هیچ اثری از آنها نیست. بعبارتی گویا یک شامپانزه یک روز یک گوریل زاییده و گوریلها ایجاد شده اند و موجودات میانی آنها دیده نشده است. این حلقه مفقوده آشکارا برای انسان نیز وجود دارد بطوریکه از لحاظ ژنتیکی انسان با هیچ میمونی خویشاوند نیست.

                                                 

                                                                    23qzd02047rcp05033amaz230goril1.jpg

3-   همزیستی برخی موجودات. نوعی مگس خاص وجود دارد که تنها از شهد گلی خاص می نوشد و در عوض با پراکنده کردن گرده های آن به تولید مثل این گل کمک می کند. جالب است که این گل تنها و تنها توسط این مگس تکثیر می یابد و از طرفی این مگس نیز تنها از شهد این گل می نوشد. چه طور این دو موجود مستقل از هم ساخته شده اند و سپس سرنوشتشان بهم گره خورده است؟

                                      

                                                        flyflowermed.jpg

4-   درختی وجود دارد که من توی همین شهر خودم شیراز هم زیاد از اون دیدم . تخم این درخت در برگهای خاصی قرار می گیرد. این برگها پس از خشک شدن به شکل مته درل در می آیند. زمانی که باد می آید و یکی از آنها را جدا می کند این برگ در هوا در اثر باد و در زمان افتادن مانند مته درل به چرخش در می آید. کافی است از هر 100 تا برگ مته ای شکل نوک یکی زمین را بشکافد و در آن تکیه کند. بلافاصله پس از چند روز از همان نقطه کوچک اتصال تخمها ریشه دوانده و درختی نو متولد می شود. سوال من این است که چه کسی آیرودینامیک می دانسته و برگها را به شکل مته طراحی کرده که در اثر سقوط به چرخش درآمده و زمین را بشکافد. آیا درخت از این خاصیت آیرو دینامیکی مطلع بوده؟ یا اینهم تصادفی بوده؟ و یا اینکه کسی بوده که هم درخت را می شناخته و هم خواص آیرودینامیکی هوا را می دانسته و بر اساس آن چنین برگی طراحی کرده است؟ پاسخ من که همین دومی است. 

5-   نوعی عقرب در غارهای مطلقا تاریک وجود دار که می بیند!!!! می دانیم که بدون نور دیدن ممکن نیست. در واقع این عقرب خودش یک چراغ قوه است. آنهم با نور نامرئی ماورا بنفش. اگر عقرب را در تاریکی قرار دهید و با یک دوربیم ماورا بنفش به آن نگاه کنید می بینید که عقرب کاملا روشن است و محیط اطراف خود را نیز روشن کرده است. او با این چراغ قوه همراه در تاریکی مطلق می بیند و شکار می کند. چه کسی توانایی تولید نور ماورابنفش را می دانسته؟ عقرب؟ یا تصادفا در مسیر تکامل چنین شده؟ و یا اینکه موجودی آگاه از خواص نور ماورا بنفش بوده که چنین سیستمی را برای این عقرب طراحی کرده تا بتواند در محیطهای تاریک زندگی کند. چه طور سيستمی در بدن آن طراحی شده که نور ماورابنفش توليد کنه؟ و بعد چطور تونسته چشمی پيدا کنه که اين نور نامرئی رو ببينه؟ تصادفی و در اثر تکامل؟ يعنی تصادفی اول اين نور پيدا شده و بعد هم تصادفی چشم مخصوصش؟ يا اينکه يکی که از اول می دونسته اين عقرب می خواد بره تو غار زندگی کنه از اول بهش چراغ قوه (نور ماورا بنفش) لازم و چشم لازم رو داده؟ من فکر کنم جوابش خيلی واضحه!

                                                

                                                                    sm09soup3.jpg

بسیارند مثالهایی که در این زمینه می توان زد و تئوری تکامل را زیر سوال برد. اگر اینهمه تناقض وجود دارد پس چرا دانشمندان حاضر به پذیرش آن نیستند؟

مساله ساده است. روشهای برخورد وحشتناک و حکمرانی بی منطق اسقفهای مسیحی در اروپا و دیگر رهبران دینی و تحمیل اعتقادات شخصی شان با نام حقایق الهی بر بشر از عمده این دلایل است. کتب مقدس مسیح و موسی دچار مطالب بسیاری هستند که با کشفیات جدید علمی بشر جور در نمی آید. (مراجعه کنيد به تورات کتاب آفرينش و توصيف خلقت که با کشفيات بشر در تعارض است.) اين کتابها در طول تاريخ توسط انسانها به کتابهای افسانه ای تبديل شده اند.  این مساله راجع به قرآن صادق نیست. مطالب علمی این کتاب بر عکس دیگر کتب در جهت پیشرویهای علمی بوده است. مطالبی نظیر :

 

1-     حرکت خورشید که در قرآن به آن اشاره شده و درقرن بیستم کشف شد.

2-     خلقت کائنات از گرد و غبار ( دخان ) که در علم نجوم منشا کهکشانها و ستاره ها است (سحابی). 

3-     آغاز خلقت از آب که همجهت با کشفیاتی در همین زمینه است که موجودات اولیه در آب می زیستند. 

4-     خلقت سر انگشت. 

5-   وجود یک رودخانه در آب!! شاید نمی دانید اما چنین آیه ای در سوره الرحمن در قرآن وجود دارد که رودی در آب دیگری در جریان است و شاید بیشتر نمی دانید که در اقیانوس اطلس جریانی از آب گرم در آب اقیانوس وجود دارد که به دلیل اختلاف چگالی با هم مخلوط نمی شوند. 

6-     خداوند در سوره الرحمن از دو مشرق و در مغرب برای زمین می گوید. ( تعبیری از شکل کروی زمین.)

7- در قرآن بارها به اينکه دنيا بر اساس ميزان (قانون) اداره می شود و در اين قانون (شايد قوانين فيزيکی نظير گرانش و...) خللی پديد نمی آيد.

آب

 

می دانید که آب جزو مواد استثنایی است که پس از سرد شدن بجای اینکه حجمش مثل سایر مواد کم شود ناگهان افزایش می یابد. ( لابد لولهای آب ترکیده را در زمستان دیده اید.) این افزایش ناگهانی حجم آب موجب می شود که چگالی آن کاهش یابد. از اینرو چگالی آب مایع بیشتر از یخ است و بنابراین یخ همواره روی سطح آب قرار می گیرد ( تا حالا 100000 بار صحنه معلق بودن یخ روی آب را دیده اید). در حالیکه راجع به اغلب مواد هنگام یخ زدن برعکس این مطلب صادق است و تکه های جامد چگالتر بوده و به ته مایع می روند.

اینهمه توضیح برای چی بود؟

                                        

                                                            36466553.jpg

واسه این بود که بپرسم می دونید اگه آب چنین خصوصیتی نداشت ( مراجعه شود به کتاب شیمی عمومی مورتیمر بحث هیبریداسیون و ساختار مولکول آب) تکه های یخ به زیر آب می رفتند و در فصل سرما یخها به عمق آب رفته و ته اقيانوسها انباشته می شدند. اين روند تا آنجا امتداد می يافت که عاقبت آخرين قطره سطح اقيانوس هم يخ زده و يک توده عظيم يخ بوجود می آمد که کلیه آبزیان چه ماهیها و چه گیاهان را در درون خود می کشت و نابود می کرد و متعاقب آن با توجه به زنجيره غذايی و مربوط بودن موجودات زنده به يکديگر حیات روی کره زمین نابود می شد.

اما خوشبختانه با شرایط ویژه آب همواره سطح آب یخ می زند و سپس خود بعنوان یک عایق حرارتی مقابل سرمای زمستان می ایستد و از سرد شدن  اعماق آب و کشته شدن آبزیان جلوگیری میکند! از سوی دیگر آب تنها ترکیب اکسیژن و هیدروژن داری است که اولا از نظر اسیدی و بازی بودن بودن خنثی است و ثانیا به دلیل قطبی بودن می تواند سایر قندها و ترکیبات یونی نظیر نمکها را در خود حل کند. خاصیتی که برای موجودات زنده بسیار اساسی است. از این رو آب ماده اصلی خون بعنوان حلال و حامل پروتئينها و ويتامينها و مواد غذايی عمل می کند. همچنين آب محیط تمام واکنشهای شیمیایی در سلولهاست. از اينرو دانشمندان واژه آب و حيات را مترادف هم می گيرند و معتقدند برای يافتن حيات در سيارات ديگر بايد در جستجوی آب در سيارات ديگر بود.

/ 10 نظر / 11 بازدید
یه بچه مثبت

امیدوارم به همه چیزایی که میگی معتقد باشی!!چون اونوقت یه انسان کاملی!بهم سر بزنید خوشحالم کردید _____#####__________####_____ ____#_____#_#####__#_____#____ ___#__###_##_____##__###_#___ ___#__##___________#__##__#___ ___#__________________#____#___ ____#__#___##___##___#_##____ _____##____##___##____#______ ______#_________________#______ ______#______###_______#_______ ______#_____#_###______#______ ______#______###_______#______ _______#__##_____##___#_______ _____###____#####____###_____ ___##___#___________#___##___ __#______####___####______#__ _#___________###___________#_ #__#______________#______#__# #___#__###_________###__#___# #___###_______________###___# _#__#__#_____________#__#__#_ __##__####____#____##_#__##__ _____#____#_______#____#_____ ____#______#_____#______#____ ____#______#_____#______#____ ____#______#_____#______#____ ____##____###___###____#_____ __

دنسر

ااا چی کار کردی مهدی جون. خيلی جالب بود.

منتظر

مطالب خيلی جالب بود. اگه مايل باشيد تبادل لينک داشته باشيم.

علی

اينهمه اطلاعات را از کجا آوردی؟

محمد جواد

از عکس های بزرگ کمتر استفاده کنيد. ارادت

محمدرضا

سلام خيلی عالی بود. چرا نوشتيد قسمت آخر؟ بازم ادامه بديد.

هستی

سلام . دوست بسیار خوب و گرامی . از وبلاگت خیلی خوشم اومده . فوق العاده است . از نظراتت متشکرم . راست می گی شاید هم همین طور باشه . یعنی امیدوارم و منتظر نظراتت هستم و دوستت هستی

نرگس

جواب سوال انکار : هيچ کدوم را حق انکار نداریم اون هم از خالق بهترین ها نظرم ادامه دارد .............

آيدين

مهدي عزيز. گمانم چيزي را از فرضيه‌ي تكامل جا انداختي. ما انسان‌ها هر كداممان يك شكلي داريم. يكي بلند است و يكي كوتاه، يكي چاق است و يكي لاغر. در يك بازه‌اي اين اختلاف‌هاي اتفاقي پيش مي‌آيند. حالا فرض كن محيط براي ادامه‌ي زندگي يكي از حالت‌هاي اتفاقي مناسب‌تر باشد. مثلاٌ توليدمثل راحت‌تر باشد. مي‌شود حدس زد كه در نسل‌هاي بعدي شانس رخ‌دادن اين خصلت اتفاقي بيش‌تر است. بعد از شايد چند هزار نسل ممكن است اگر محيط هم هم‌راهي كرده‌ باشد، بيش‌تر آن گونه اين خصلت را داشته باشند. چيزي كه به نظرم يادت رفت، نقش انتخابي محيط در جهت دادن به پديده‌ي اتفاقي است. يعني ماجراي آيروديناميك بلد بودن نيست؛ آن‌ها كه اتفاقي كمي گرد تر بوده و سر تيزتر داشته شانس بقاي بيش‌تري داشته. اين كمي‌ به اين طرف و كمي به آن طرف‌ها مثلاً در چند ده هزار نسل يا بيش‌تر ممكن است برآيندي داشته كه تخم درخت آيروديناميك شده. اين فرضيه حتماً جاي بحث دارد، اما فكر كنم اين ايرادي كه گرفتي جوابي دارد. باز مي‌تواني بيش‌تر دنبال كني.

مهدی

آيدين خان کاش آدرسی از خودت گذاشته بودی! راجع به سيستم توليد مثل در سلولها چی فکر می کنی؟ آيا اولين واحد زنده ای که تشکيل شد از مرگ مطلع بود و سيستم توليد مثل رو واسه خودش ساخت؟ يعنی يک سلول می تونه درک کنه و مرگ رو پيش بينی کنه؟ مبدا در نظريه تکامل گم شده! اينکه اولين واحد حيات از کجا و به چه طريقی آمده؟ نظريه تصادفی تو نظريه انطباق و تطبيق با محيط رو زير سوال می بره! اگه بازم پيام گذاشتی بيشتر حرف می زنيم!